..::سابات::..

 - فاتحه اون شهری خونده است که به معرض نمایش گذاشتن خودبه موقع فاتحه خواندن هست...

- فاتحه اون شهری خونده هست که با قبای دین آن هم ضخیم اهرم کسب خواسته های دنیای خویش کرده اند....

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 11:41 توسط ز-مهرابی| |

كى رفته‏اى ز دل، كه تمنا كنم تو را؟!

كى بوده‏اى نهفته، كه پیدا كنم تو را؟!

غیبت نكرده‏اى، كه شوم طالب حضور

پنهان نگشته‏اى، كه هویدا كنم تو را

طوبى و سدره، گر به قیامت به من دهند

یك جا فداى قامت رعنا كنم تو را

زیبا شود به كارگر عشق، كار من

هر گه نظر به صورت زیبا كنم تو را

 

به هر آدینه که آینه دل بر کشم برای حضور در مغربی دلگیر بازبه آدینه آینده منتظر.....گر برای مولای عشق ذهنی مشغول ساخته بر تلؤلو چلچراغ مجلس و جشن و بزم به نیمه رسیده ماه شادی ها،شعبان کاش درنگی برمنور ساختن دل و جان ..مولای من مارا مددی که سخت دلتنگم......در افکار قاصر که دست و پا میزنم و غریق ارمغان،بر کرانه ایی جز مظلومیت مولای خوبیها نیست، این بس که بر این جهان خاکی با جمعیت فزون چند میلیاردی،به مقدار لبیک گویان جد خودختم رسل در بدرهم لبیک گو با عیار خالص مهیا نگشته و بر غیبت مزید........مولا مددی که سخت دلتنگم 

..................................................................................................................................

پ ن:

*به ایام شعبان که می رسیم جا دارد عزیزان وبلاگ را مزین به مطلبی از مولای خوبی ها امام عصر(عج)کنند....

* اگر خدا تو فیق داد و عمری باقی بود تصمیم برا برگزاری دوره های آموزشی مهدویت در ایام ماه مبارک رمضان طبق روال سال قبل با حضور اساتید مجرب گرفته شده که به احتمال قریب به یقین در مسجد صاحب الزمان که خبرهای تکمیلی بعدا" اعلام خواهد شد.......

 

نوشته شده در جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 20:19 توسط ز-مهرابی| |

بعد از تلاش هایی که انجام شد و بعضی از دوستان  زور و ضربی زدن برا تغییر بنر(هیدر)بلاخره خودم دست بکار شدم و تونستم عوضش کنم...........امروز باب شده تحریم شدن برکت داره و خودکفایی ارمغان میاره ......گفتیم بیا ما هم بی بهره نشیم از این فیض خودکفایی .........
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 0:11 توسط ز-مهرابی| |

وبلاگ هم برا آروم شدن خوبه دقیقا" شبیه کیسه بوکس عمل میکنه که وقتی لازم به تخلیه شدی شروع به مشت و لگد انازی کنی ولی خوب اخیرا" بعضی ها روش های جایگزین انتخاب میکنند مثل نعره زدن تو اتاق و لگد پراندن و تکل بی دلیل تو فوتبال یا ناز کردن با ضربه آهنین کیس هروقت قفل کرد و یا رو ماشین کسی یادگاری با چاقو نوشتن مثل ماشین من که رفتیم روستا هرم (بخش اوز) در رزو تاسوعا که یکی از گراشی ها هرسال آنجا نذری درست یکند موقع برگشت دیدم رو کاپوت بی زبان ماشین من نوشتن یا حسین جالبه  ع علیه السلام هم گذاشته بودن.......حالا اینجا غر بزنیم بد نیست...:

-چقدر آدم های این شهر در پی جیک و بیک همدیگن.........بخصوص زن ها.....

-چقدر حوصله ام سر رفته از این شهر ....بنزین کی شارژ میشه در رم.......(فعلا" سهمیه بندیه)....

-چقدر ماه ها تند تند میاد و این قسط بانک لامصب به استقبال میاد........

-چقدر زلزله میاد تو این شهر ...اه....حساب نمازش از دستمون در رفت..

-چقدر درو کلاتی زیاد میگردن البته از بیکاریه..... از بی امکاناتی نیز هست ....تازه یه جاده دور کلات این بار چسپیده به شکم کلات کشیدن که دو بانده شده دور کلات گشتن.....بالا دست ...پایین دست ....عجب تفریح سالمی ..ولله....

چقدر غر میزنم ..خوب همین که هست نخواستی برو جعفرآباد........تازه شهرستان هم شدیم دیگه سعی میکنیم حداقل آب و هوا رو خوب تر کنیم و تعداد روز ماه ش بیشتر............

نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 13:39 توسط ز-مهرابی| |

 گاهی بایدبه روز عادی نبود .....

گاهی باید اونی باشی که دوست داری نه دوست دارن.....

گاهی بایدچشم رو درخیال برزخی کرد و انسان ها رو دید واقعیت آنها........

گاهی هم باید به آسمان بیشتر از زمین نگاه کرد.....

گاهی هم باید بیشتر توکل کردو از دست تقدیر لذت برد..........

و گفت الحمدالله که شد یا نشد........

گاهی هم باید به زور شاعر بود.....

نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389ساعت 14:43 توسط ز-مهرابی| |